|
شرح داستان و نقدهای ادبی . و هر آنچه که ماهیان گوشت هایش را می جوند
|
۱- زیر درخت نارنج ۲- دختری از تهران ۳- لیلیون و افسانه غار خاموش ۴- این کتاب نامی ندارد ۵- خاطرات مرده یک اسب آبی ۶- نمایشنامه سمندر ۷- خانواده ا..بختکی ۸ - سنگها ۹- فئودالهای باایمان (لشکر دونفره) ۱۰- شهردار منطقه پنج
بزودی تعدادی از داستانهای کوتاه وبلند با محتواهای فلسفی وگرایشهای صرف رمان نویسی به قلم اینجانب به چاپ خواهد رسید.
بیشتر اوقات فکر میکنم دلیل چاپ آثار هر نویسنده نوعی خود پسندی بشمار می آید. اما از طرفی باید اذعان داشت چنانچه غیر از این بود ، دیگر هیچ داستاني بوجود نمي آمد . افکار و عقاید اشخاص در مغزشان محفوظ می ماند و کسی رغبتی به فکر کردن و ارئه طرحهای نو نداشت.
توضيحاتي در خصوص داستانها
در مورد داستانها مي توان معترف به اين نظر باشم كه ؛ شايد نتوانم به درستي از زاويهِ يك نقاد ادبي به همه آنها نگاه كنم . كار نويسنده نويسندگي ست و كار منتقد ، نقد و بررسي آثار ديگران . ممكن است در جمله بندي بعضي از سطور داستانها از زمان گذشته و حال در يك جمله بطور همزمان استفاده شده باشد. همچنين جملات در متغير هاي داستاني بنوعي در حركت هاي انتزاعي و واژه پراكني در كل مطلب دايماً درحال تغيير ديده مي شوند . هر جا كه احساس شود داستان وارد قالبي سنتي از مكاتب و يا سبكي خاص از انواع جامع آن گردد، به سرعت از آن مي جهد و دوباره بن مايه هاي انعطاف پذيري به خود خواهد گرفت . دسته بندي اين نوع از نوشتن در حقيقت نه از مدرنيته پيروي خواهد كرد و نه از كلاسيك نظم سرايي . داستانها معمولاً بدون اسم كاراكترها و شخصيت ها آغاز و به پايان مي رسد . اين نكته را نبايد فراموش كرد كه جملات در اپيزود هاي مختلف ، از حيث زمانبندي داراي زمان هاي نا معلوم مي باشند . در اين ورطه و خيال پردازيها ، مكانها نيز دستخوش ابهام و بي نام و نشاني از مي گردند كه بايد ازعان نمود كه در حقيقت خصيصه هاي بارز آنها بشمار مي رود . ذكر آدرس در همه موارد نوعي دلبستگي هاي نويسنده را به مكان هايي كه تداعي گر نژاد پرستي قومي يا منطقه اي خاص در هستي مي باشد ، نشان مي دهد . از موارد قابل توجه ديگر اين كه داستان ها از نظر ديدگاه نويسنده قدرت انسان به عنوان تنها موجود تصميم گيرنده در كل حيات مي باشد . تاثير فلسفي آثار بر مخاطب به خوبي نمايان مي باشد و هنگامي كه انسانهاي سر گشته در داستانها ( بي نام نشان و فئودالهاي با ايمان ) دچار اضطراب هاي روحي عميق مي شوند زبان مي گشايند و پر حرفي بصورت منولوگ ظهور پيدا مي كند . انسان در محتواي آثار بسان موجودات ديگر همواره دستخوش تغييرات پيرامونش قرار نمي گيرد . مقصد و ماوايي ندارد و در بعضي موارد بر خلاف اگزيستانسياليسم ها قدرت انتخاب ندارد . بلكه برايش بنوعي انتخاب هاي غير معمول مي كنند . جامعه شناسي نا معتدل اين گونه آثار همواره مورد تنفر كاراكترهاي متقابل قرار خواهد گرفت و ديدگاه هاي ماكياولي و هايدگري را مي توان نزديك به گرايش هاي نوشتاري داستانها نام برد . اما به هيچ وجه بيانگر پيروي از اصول مكاتب و نظريات ايشان نخواهد بود .