
سلام
دوستان ، این شعر زیبا رو از
خانم حدیث ملکشاهی بخونین
و نه نظر عزیزتون یادتون نره، مرسی.
بـــــــــــــــــــــــی بهونه
قلبم از دوری تو ،بد جوری داد میزنه
از بی کسی ، از غربت فریاد میزنه
مدام داد میزنه، می خوام رها باشم
از این قفس من می خوام جدا باشم
پرنده ی زیبای دلم ، شده بی بال وبی پر
بیا دستامو بگیر، تا اوج آسمون ببر
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 7:51 توسط آریانا(غلامرضا احمدی نیا)
|

سلام دوستان،
لطفا به قسمت ادامه مطلب این گزینه برین
وبه کار خیلی کوتاه و زیبای خانم مریم ملکشاهی نظر بدین ،
حتما نظر یادتون نره مرسی.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 7:32 توسط آریانا(غلامرضا احمدی نیا)
|

سلام دوستان
بزودی در این وبلاگ داستانهای زیبای شما درج می شه
داستان داشتین در قسمت نظر خواهی این قسمت
آدرس یا شماره تلفنتونو برای دریافت داستانتون بزارین
در ضمن نام ونام خانوادگی یادتون نره.
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 20:2 توسط آریانا(غلامرضا احمدی نیا)
|